مصاحبه با سروین آزاد بخت
شهر: کوهدشت
مقطع: کنکوری- رشتهی علوم تجربی
تعداد کل آزمونها: 114
رتبهی کشوری: 47
رتبهی منطقه:8
سالهای عضویت در کانون: از چهارم دبستان تا کنکور
شغل پدر: کارمند دانشگاه پیام نور (لیسانس روابط بینالملل دارد.)
شغل مادر: فرهنگی مدیر دبستان (لیسانس آموزش ابتدایی دارد.)
رشته ی پذیرفته شده: پزشکی دانشگاه تهران
با کانون چگونه آشنا شدی؟
مادر من مدیر دبستان بودند و از طریق دانشآموزهایشان کانون را شناختند چون دانشآموزانی که کانونی بودند نتیجه گرفته بودند پس من را هم ثبتنام کردند.
خانوادهی شما چگونه در درسها کمکتان میکردند؟
من در مدرسهای درس میخواندم که مادرم مدیر مدیر بود و کمکم میکرد ولی در مدرسه طوری با من رفتار میکردند که نسبت به بقیه رفتارم با او فرقی نداشته باشد و مادرم را خانم صحرایی صدا میکردم و مثل بقیه بچهها رقابت میکردم. پدرم در درسها کمکم نمیکرد ولی همیشه این باور را به من میداد که تو میتوانی بهتر از بقیه باشی و موفق شوی مادرم در درسها مخصوصا درس ریاضی کمکم میکرد.

شما قبل از وارد شدن به دبستان، پدر و مادرتان برایتان کتاب میخواندند؟
از وقتی من دو ساله بودم باید هر روز برایم کتاب داستان میخواندند تا زمانی که من داستان را کامل حفظ شوم و بعد کتاب بعدی را بخوانم.
بیشتر به چه کتابهایی علاقهمند بودی؟
من قبل از دبستان بیشتر به کتابهای داستان علاقه داشتم و برایم میخواندند و در زمان دبستان دایرالمعارفهای کودکان را میخواندم چون کتاب علمی خیلی دوست داشتم.
این کتاب خواندنها چه تاثیری روی انتخاب هدف شما گذاشت؟
من بیشتر، کتابها را از سر کنجکاوی میخواندم تا اطلاعات عمومی خود را بالا ببرم هدفم را از دبیرستان مشخص کردم.

از چه زمانی به پزشکی علاقهمند شدید؟
قبل از اینکه به مدرسه بخواهم بروم و بچه بودم من را در خانه خانم دکتر صدا میزدند واز همان زمان این در من نهادینه شده بود. سطح توقع خانواده از من بالا بود و همین باعث میشد من برای قبولی در رشتهی پزشکی بیشتر تلاش کنم.
آیا در دوران دبستان کلاسهای غیردرسی هم میرفتید؟
کلاش ژیمناستیک و نقاشی را چند سال میرفتم ولی دیگر ادامه ندادم.
برنامهریزی تو در درسهای دوران دبستان چگونه بود؟
من اوایل که چهارم دبستان بودم غیبتهایم زیاد بود و شب امتحانی برای آزمونها میخواندم، من سعی کردم برای سال بعد که وارد پنجم شدم بهتر و با برنامهتر درس بخوانم و یک هفته را کامل تست بزنم در دوران دبستان من ساعت مطالعهام را در حدود 3 الی 4 ساعت نگه داشته بودم.
چرا غیبت میکردید؟ از نتیجهی بد آزمونها میترسیدم.
چگونه بر این ترس غلبه کردید؟
برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
من سن زیادی نداشتم و از نتیجهی آزمون میترسیدم و خانوادهام به من این دلگرمی را دادند که ما به تو اعتقاد داریم حتی اگر نفر 30 ام شهر هم شوی ایرادی ندارد و مهم این است که بتوانی خودت را بسنجی و با سوالات و آزمون دادن آشنا شوی.
از دفتر برنامهریزی هم استفاده میکردی؟
بله- از دوران دبیرستان استفاده میکردم.
پیشرفت شما در آزمونها از چه زمانی شروع شد؟
از پنجم دبستان که همکلاسیهایم هم در کنار من آزمون میدادند باعث شد بیشتر درس بخوانم و پیشرفت کنم.
چقدر با دوستانتان رقابت داشتید؟
دوران دبستان و راهنمایی رقابت خیلی زیادی داشتم.
در دوران دبستان از کدام کتابهای کانون استفاده میکردی؟
کتابهای دوسالانه، کتاب نوروز و کتاب بنفش استفاده میکردم.
(کتاب دوسالانه همان کتاب سوالات پرتکرار کنونی است.)
هر کدام از این کتابها چه کمکی به تو میکرد؟
کتابهای دوسالانه را برای امتحانات مدرسه حل میکردم. کتاب بنفش علوم سوالات سخت و چالشی داشت و برای آزمونها به من کمک میکرد و کتاب نوروز هم کتابی بود که خیلی کمکم کرد که در عید نوروز سالها بتوانم خوب جمعبندی کنم.
عکسالعمل خانواده در مقابل افت تراز شما چه بود؟
وقتی کارنامهی آزمون میآمد با خانواده آن را بررسی میکردیم و نگاه میکردیم ببینیم دلیل این افت چه بوده اگر کتاب مناسبی استفاده نکردم کتاب را عوض میکردند یا اگر تست خوب نزده بودم روشهایم را بررسی میکردیم و هر مشکلی که بود با هم فکری هم حل میکردیم.
از سایت کانون هم استفاده میکردی؟
بله خیلی زیاد، مقالات آقای قلمچی هر جمعه در جلسات با نفرات برتر را هم از سایت میخواندم و کارنامهی صفحهی شخصی را بررسی میکردم و فیلمهای کوتاه درسی سایت را هم میدیدم.
از کدام کارنامهها استفاده میکردی؟
از کارنامهی کشوری- کارنامهی پنج نوع درس و کارنامهی پروژه ای استفاده میکردم.

هر کدام از کارنامهها چه کمکی به تو میکرد؟
5 نوع درس به من کمک میکرد تا نقاط قوت و ضعفم و درسهای نوسانی را بشناسم و تمرکزم را روی نقاط قوت بگذارم که به درسهای نوسانی تبدیل نشوند چون درسهای نوسانی زنگ خطر هستند. کارنامهی پروژهای میانگین ترازم را پیگیری میکردم تا مسیر پیشرفتم را بفهمم.
برخورد شما با درسهای خیلی سخت چه بود؟
به نظر من تنها راه غلبه بر درسهای خیلی سخت، حل تستهای سخت آن مبحث به صورت مکرر است.
اگر به عقب برگردید باز هم از چهارم دبستان وارد کانون میشدید؟
قطعاً زودتر وارد می شدم. کانون به برنامهی من نظم میداد و قبل از ورود به کانون من به صورت آشفته درس میخواندم ولی برنامه راهبردی آزمونها باعث شد تمام درسها را با یک نسبت خوب جلو ببرم این منظم شدن باعث موفقیتم شد چون به نظرم تلاش بی نظم به جایی نمیرسد.
توصیهی شما به دانشآموزان دبستانی:
ابنکه به نظرم از دبستان در آزمونها شرکت کنند و از آزمون دادن نترسند و شب امتحانی هم درس نخوانند.
مطالب مرتبط
- معرفی رشته حقوق
- رشتهی علوم قضایی وخدمات اداری دادگستری از نگاه مسعود مملوکی
- گفتوگوی کاظم قلمچی با علی افخمینیا، رتبهی 6 تجربی کشور
- مدال طلای دانشگاه واترلو کانادا در دست نخبه ایرانی
- محمد حسین ابراهیمی رتبه 24: زمانی که دیگران درس نمیخوانند
- راهکارهایی طلایی برای رفع خوابآلودگی
- عجیبترین اختراعات سال 2018 چه بودند؟+تصاویر
- تقویت حافظه با روشهایی آسان
- گفتوگوی کاظم قلمچی با محمدجواد محقق، رتبه 10 انسانی منطقه 3
- گفتوگو با محمدرضا صفاییراد، مسئول نمایندگی کانون در ورامین
برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید