×
میز کار   پروفایل  

شعر پارسی / مرده بُدم زنده شدم

مرده بُدم1، زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم                           دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

گفت که «دیوانه‌ نه‌ای2، لایق این خانه‌ نه‌ای»                رفتم و دیوانه شدم، سلسله‌بندنده3 شدم

گفت که «سرمست نه‌ای، رو که ازین دست نه‌ای»4                   رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

گفت که «تو کُشته نه‌ای، در طرب آغشته نه‌ای»            پیش رخِ زنده‌کُنَش کشته و افکنده شدم

گفت مرا دولت نو: «راه مرو، رنجه مشو                        زانکه من از لطف و کَرَم سوی تو آینده شدم»5

تابش جان یافت دلم، واشد و بشکافت دلم                    اطلس نو بافت دلم، دشمن این ژنده شدم

برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

 

 


جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) شاعر بزرگ قرن هفتم هجری است. منظومه‌ی شمسی غزل‌های مولانا تجلی موسیقایی زبان است. تصویر، بیان و همه چیز شعر او جلوه‌هایی رنگارنگ از تعادل و توازنِ هارمونیک موسیقی را به ترنم درمی‌آورد و ما را به شاد زیستن دعوت می‌کند: زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول/ آن های و هوی و نعره‌ی مستانم آرزوست.


1. مرده بُدم: مرده بودم/ 2. دیوانه‌ نه‌ای: دیوانه نیستی/ 3. سلسله‌بندنده: دیوانه‌ی زنجیری/ 4. گفت که شاد و طربناک نیستی. برو که از این دست مردم نیستی. من هم رفتم و سرمست و شاد شدم/ 5. من از لطف و بزرگواری به سوی تو می‌آیم.


مطالب مرتبط

برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

 

 

bale tel