گفتوگو با زهراسادات آلمحمد از اهر
از رتبهی 51000 سال 92 تا رتبهی 1800 سال 97
زهراسادات آلمحمد در یک نگاه
شهر: اهر (آذربایجان شرقی)
سالهای حضور در کانون: 6 سال، از چهارم دبیرستان و 5 سال فارغالتحصیل
رتبهی قبولی: رتبهی 1800 تجربی منطقهی 3
رشتهی قبولی: داروسازی دانشگاه تهران
شغل پدر: روحانی و نویسنده
شغل مادر: خانهدار

لطفاً خودت را معرفی کن.
من زهراسادات آلمحمد از شهر اهر هستم. 6 بار در کنکور شرکت کردم. سال 92 وقتی برای اولین بار کنکور دادم رتبهام حدود 51000 شد. سال 93 رتبهام 22000 شد. در سال 94 رتبهی 7000 را کسب کردم. سال 95 به رتبهی 3300 رسیدم. سال 96 رتبهام 2300 شد و سال 97 هم 1800 را کسب کردم.
چه شد که خسته نشدی و این همه سال در کنکور شرکت کردی؟
من از سال 92 تا 97 عضو کانون بودم. سال 92 اصلاً با فضای کنکور آشنا نبودم. در آزمونهای کانون شرکت میکردم اما ترازهایم حدود 4000 بود. یک بار یک پشتیبان از من پرسید چرا سؤالات زمینشناسی را جواب نمیدهم. من هم در پاسخ گفتم بقیهی درسها را هم جواب نمیدهم. این هم مثل بقیه! پشتیبانم مرا از اینکه در رشتهی پزشکی قبول شوم ناامید کرد و گفت با این ترازها نمیتوانم قبول شوم. با خودم گفتم راه هرچند هم سخت باشد و طول بکشد من میتوانم موفق شوم. راه سختی را پشت سر گذاشتم و حرف و حدیثهای زیادی از اطرافیان شنیدم. حتی یادم میآید بعد از کنکور سال 94 یکی از اقوام به من گفت من استعداد خواندن این رشتهها را ندارم. این حرف، محرکی برایم بود که تلاشم را جدیتر کنم. پشتیبانی پدر و مادرم هم خیلی انگیزهبخش بود. آنها هیچ مانعی برای ادامهی راه من نبودند. من در شهر کوچکی زندگی میکنم که امکانات زیادی ندارد؛ اما بودن در کانون و استفاده از مشاوران خوب آن کمک کردند که دوام بیاورم.
در کنکور 97 چه نمراتی کسب کردی؟
ریاضی 55، فیزیک و زیست 60، شیمی 55، عربی 90، دین و زندگی 70، ادبیات 55، زبان انگلیسی 25.
تو هر سال در رتبههایت پیشرفت داشتی و حتماً برای ایجاد این همه تغییر، سختیهای زیادی کشیدی. این سماجت را از کجا داری؟
پدرم سماجت زیادی در کارهایش دارد. او نویسنده است و برای این کار مشکلات زیادی را متحمل شده است. او همیشه تلاش کرده است اسلام اصیل را به جامعه معرفی کند و برای نوشتن کتابهایش خیلی زحمت کشیده است. در خانوادهی ما تلاش کردن ارزش است و فکر میکنم این سماجت را از پدر دارم. من دو خواهر دارم. خواهر بزرگم در رشتهی معماری تحصیل کرده است. خواهر کوچکترم هم امسال کلاس ششم است. شاید مردم شهرم انتظار داشتند در رشتهی دیگری تحصیل کنم اما پدرم همیشه به علاقهی ما احترام گذاشته و ما را حمایت کرده است. این حمایت نقش زیادی در پافشاری من برای رسیدن به هدفم داشت. گاهی بعضی حرفها اذیتم میکرد و گاهی احساس تنهایی کردم اما پدر و مادرم این شرایط خیلی کمکم کردهاند. خواهرم وقتی به خانه میآمد کارهای خانه را انجام میداد تا من وقت برای درس خواندن داشته باشم.
سال 94 کسی به تو گفت که تحصیل در این رشتهها در ظرفیت تو نیست. چه کار کردی که در مقابل این حرفها کم نیاوردی؟
من همان لحظه خیلی ناراحت شدم؛ اما اگر این اتفاق برای کس دیگری افتاد بداند که وقتی به موفقیت میرسد همین افراد در تبریک گفتن پیشقدم میشوند. وقتی در کنکور قبول شدم به من گفتند که ظرفیت آن را داشتم. در مقابل، کسانی بودند که خیلی به من روحیه میدادند و اثر این حرفهای منفی خنثی میشد.
پایهی درسیات چگونه بود؟
من سوم و چهارم را خیلی خوب درس نخوانده بودم. معدل دیپلم من 14.94 بود؛ اما ثابت کردم که با سماجت و تلاش میشود موفق شد.
هیچ وقت به این فکر نکردی که حالا که نتیجه نگرفتهای دیگر در آزمونهای کانون شرکت نکنی؟
اوایل فکر میکردم برنامهی کانون مشکل دارد و میخواستم در آزمونهای مؤسسات دیگر شرکت کنم. بعد متوجه شدم روش مطالعهی خودم خوب نیست که نمیتوانم سؤالات را جواب بدهم. به این نتیجه رسیدم که وقتی مفهومی میخوانم میتوانم به سؤالات جواب دهم. روشهای مطالعهام را تغییر میدادم تا به نتیجه برسم. برای کنکور 97 دیگر سؤالات زیست را میشناختم و میدانستم برای شیمی چه تیپ سؤالی طرح میشود. وقتی دیدم در شهر خودم افرادی هستند که از این آزمونها نتیجهی خوبی گرفتهاند فهمیدم اشکال از من است.

با برنامه ریزی قلم چی دانش آموزان موفق و منظم تر شدند ،همین امروز ثبت نام کنید و مسیر موفقیت را آغاز کنید
برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
فکر میکنی مشکل از کجا بود؟ چرا انقدر دیر به روشهایت دست پیدا کردی؟
همین سماجتی که در کنکور دادن داشتم در روشهایم هم داشتم و نمیتوانستم آنها را تغییر دهم. مثلاً من بیشتر تشریحی میخواندم و تست کار نمیکردم. سه سال اول، بیشتر، روشم تشریحی خواندن بود. بعد فهمیدم اگر تست کار نکنم بعضی از نکات را یاد نمیگیرم. امسال از کتابهای آبی در ریاضی و فیزیک استفاده کردم و خیلی به من کمک کرد. اینکه توانستم ریاضی و فیزیک را 60 درصد پاسخ بدهم قسمت زیادی به تمرین تست برمیگردد. هم روشهایم را تغییر دادم و هم منابعم را.
برای اینکه بتوانی روشهایت را تغییر بدهی از چه کسی کمک گرفتی؟
خود سؤالات آزمون مرا راهنمایی کرد تا بفهمم روشهایم را باید تغییر دهم. به طور مثال من کتاب زیست را حفظ بودم اما با انواع سؤالات آن آشنا نبودم. یادم میآید آقای شایان پورمیربابایی، رتبهی یک سال ؟؟؟ جایی گفته بود که وقتی تستها را حل میکند نکات آن را داخل کتاب درسی مینویسد. متوجه شدم این روش خوبی برای من است. وقتی از کتاب تست استفاده کردم متوجه شدم نکات زیادی هستند که آنها را بلد نیستم. از کتابهای سهسحطی هم استفاده کردم و با اینکه سؤالات کمی دارند حل آنها برایم جذاب بود. خانم پانیز اسکندری که سال 96 رشتهی پزشکی قبول شد راهنمایی خوبی میداد. مثلاً به من تأکید کرد که کتاب زرد عمومی را از اول سال کار کنم. این توصیه خیلی به من کمک کرد تا در عمومیها قویتر شوم. تغییر اصلی من از سال 94 شروع شد و پیشرفت من از همان سال بود.
با اینکه میگویی کتاب زیست را حفظ بودی، اصلاً به نمرهی 100 فکر میکردی؟
امسال آن طور که باید کار نکردم. بیشتر روی سؤالات فیزیک و شیمی کار کردم و سعی کردم مفهومی بخوانم. الان هم در دانشگاه شیمی را خیلی خوب میفهمم.
سال 97 میانگین ترازت چند بود؟
اغلب ترازم 6700 بود.
وقتی به این تراز رسیدی باورت به قبولی در کنکور بیشتر نشد؟
بله؛ به این باور رسیدم که وقتی میتوانم در بین این جامعهی آماری چنین ترازی را کسب کنم حتماً در کنکور هم موفق میشوم. من سه آزمون آخر ترازم به 6300 هم رسید ناراحت شدم. فکر میکردم چون روزه گرفتهام نتیجهام خوب نشده است؛ اما با خودم گفتم شرایطم متفاوت بوده که ترازم افت کرده است و حتماً در کنکور نتیجهام بهتر خواهد شد. دو هفتهی آخر فرمولهای ریاضی و فیزیک را مرور کردم و چند آزمون از خودم گرفتم و روحیهام را به دست آوردم.
چه درسهایی تو را به چالش میکشید؟
در زبان انگلیسی همیشه مشکل داشتم و این مشکل حل نشد. میتوانستم ریدینگها را بخوانم؛ اما در قواعد مشکل داشتم. درس زیست هم برایم چالشی بود، اما بر این چالش غلبه کردم و توانستم آن را درک کنم و وقتی به دانشگاه رفتم مطمئن بودم که سواد کافی در این زمینه دارم. به نظرم تعادلی که در خواندن درسها داشتم به نتیجهام کمک کرد. مثلاً اگر زیست را 80 درصد میزدم اما فیزیک را کم میزدم کمکی نمیکرد. چون زیست را به حد قابل قبولی رسانده بودم ترجیح دادم برای درسهای دیگر هم وقت بگذارم.
کانون چه دستاورد مهمی برایت داشت؟
احساس رقابت در کانون خیلی به من کمک کرد و وقتی میدیدم بعضیها از من جلوتر هستند از تلاش کردن لذت میبردم. وقتی میتوانستم به سؤالات جواب بدهم و ترازم خوب میشد اعتمادبهنفس پیدا میکردم. وقتی کسی خودش را در آزمونی نمیسنجد شناخت واقعی از خودش ندارد.

ساعت مطالعهات چهقدر بود؟
امسال 8 صبح تا 11 شب درس میخواندم و استراحت هم داشتم. سالهای قبل بیشتر میخواندم اما امسال متعادلتر درس میخواندم.
نکتهای هست که به دیگران بگویی؟
امسال هم اگر قبول نمیشدم دوباره کنکور میدادم اما به رشتهی داروسازی علاقه داشتم و قبول شدم. یکی از دوستان من امسال میتوانست داروسازی قبول شود اما علاقهاش پزشکی بود و تصمیم گرفت دوباره کنکور دهد. به هر حال برای رسیدن به علاقه باید تلاش کرد. به نظرم وقتی به چیزی علاقه داریم و برایش تلاش نمیکنیم و به آن نمیرسیم، همیشه حسرت آن را خواهیم خورد. من میخواستم تمام تلاشم را بکنم که حتی اگر به هدفم نرسم هیچ گاه حسرت آن را نخورم.
فکر میکنی باز هم این سختکوشی را ادامه خواهی داد؟
وقتی دانشجو شدم، اوایل برایم سخت بود و تازه داشتم با فضای دانشگاه آشنا میشدم؛ اما الان دارم به دکترای تخصصی داروسازی فکر میکنم و به این رشته علاقه پیدا کردهام. استادان خوبی هم دارم و این موضوع امیدوارم میکند که این رشته را ادامه دهم و در کارهای تحقیقاتی فعالیت کنم.

مطالب مرتبط
- منابع مطالعاتی درس ترسیم فنی کنکور هنر
- یاسمن زلفی موصلو، دانشآموز برتر ریاضی در یک نگاه
- روش خاص آزموندادن رتبهی 86 در دوران جمعبندی
- نمونه سؤال مبحث چگالی
- عملکرد دانش آموزان وفارغ التحصیلان+شهرهای کوچک و بزرگ در آزمون
- رتبه 28 تجربی: در دوران جمع بندی چگونه مطالعه کردم ؟
- دانلود پاسخ تشریحی آزمون 21 تیر 98
- کتاب طلایی
- گفتوگو با نگین زینالصالحین از بم (تیزهوشانیها)
- کتاب 1500 سوال آمادگی آزمون تیزهوشان
با برنامه ریزی قلم چی دانش آموزان موفق و منظم تر شدند ،همین امروز ثبت نام کنید و مسیر موفقیت را آغاز کنید
برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید