گفتوگو با توحید گلوانی از خوی:
از رتبهی 8739 سال 96 تا رتبهی 669 سال 97
شهر: خوی (آذربایجان غربی)
مدرسه: علامه حلی
سالهای حضور در کانون: از سوم راهنمایی تا چهارم دبیرستان به مدت 5 سال
رتبهی قبولی: 669 تجربی منطقهی 2
رشتهی قبولی: رشتهی پزشکی دانشگاه علومپزشکی تبریز
تحصیلات و شغل پدر: سیکل، شیشهبُری
تحصیلات و شغل مادر: سیکل، خانهدار

لطفاً خودتان را معرفی کنید.
من توحید گلوانی از شهر خوی هستم. دو سال در کنکور شرکت کردم. سال اول رتبهام 8739 را به دست آوردم. سال بعد که در کنکور شرکت کردم رتبهام 669 شد و در رشتهی پزشکی دانشگاه علومپزشکی تبریز قبول شدم.
از خانوادهات هم بگو.
یک خواهر کوچکتر از خودم دارم. پدر و مادرم هر دو مدرک سیکل دارند. پدرم شغل شیشهبری دارد و مادرم خانهدار است.
چه شد که تصمیم گرفتی باز هم در کنکور شرکت کنی؟
وقتی سال اول رتبهها اعلام شد همه تعجب کردند؛ چون من خوب درس خوانده بودم اما راه و روش را بلد نبودم. من در مدرسهی علامه حلی درس میخواندم و سوم دبیرستان معدلم 19.5 شد و رتبهام خیلی دورازانتظار بود. پدرم پیشنهاد داد انتخابرشته را انجام دهم و رشتههای پرستاری دانشگاه آزاد را انتخاب کنم و اطمنیان داد که در هزینهها حمایتم میکند. مادرم اصرار میکرد که دوباره تلاش کنم و معتقد بود میتوانم در رشتهی پزشکی قبول شوم. با دوستانم که یک سال از من بزرگتر بودند و در رشتهی پزشکی درس میخواندند مشورت کردم و آنها هم گفتند با شناختی که از من و تلاش من دارند میتوانم موفق شوم. از اواسط شهریور درس خواندن را شروع کردم و از فصلهایی شروع کردم که ناقص مانده بود و خوب نخوانده بودم. از مهرماه با برنامهی راهبردی بهطور جدیتری درس خواندن را شروع کردم. اولین ترازی که به دست آوردم 6900 شد و ذوقزدهام کرد. سال گذشته ترازم تا 6800 رسیده بود و این تراز خیلی برایم امیدوارکننده بود.
فکر میکنی چرا در سال اولی که کنکور دادی موفق نشدی؟
مهمترین عامل آن این است که از برنامهی راهبردی آزمونها جدا شدم. ترازم حدود 6200 بود و میخواستم آن را بهتر کنم و تصمیم گرفتم تا اسفندماه خودم بخوانم و بعد از آن دوباره طبق برنامهی راهبردی پیش بروم؛ اما ترازم نهتنها بهتر نشد که بدتر شد. وقتی از برنامه جدا شدم زمام کار از دستم خارج شد و دیگر نتوانم درسها را سروسامان دهم. از همان جا بود که ترازم افت کرد و به 5700 رسید.
وقتی از مهرماه دوباره درس خواندن را شروع کردی مسیر را چگونه طی کردی؟
منابع را با آگاهی بیشتری انتخاب کردم و این بار بیشتر از کتابهای کانون استفاده کردم. سال اول منابع دیگری داشتم که سطح خیلی بالایی داشت و سؤالاتش سخت بود و برایم مفید نبود. سال دوم از کتابهای آبی بهخصوص برای درس زیست استفاده کردم. کار دیگری که کردم این بود که برنامهی راهبردی را برای خودم شخصیسازی کردم. دو درس اختصاصی و دو درس عمومی که جزء نقاط قوتم بودند مشخص کرده بودم و هفتهی اول بین دو آزمون این درسها را میخواندم. درسهایی که نقطهی ضعفم بودند هفتهی دوم میخواندم و زود تمام میکردم و دوباره درسهایی که نقاط قوتم بودند مرور میکردم. زیست و فیزیک دو درس نقطهی قوتم بودند و در کنکور هم نمرهی خوبی برای این درس به دست آوردم. نمرهام در زیست 78 و در فیزیک 80 شد. ریاضی و شیمی هم جزء نقاط ضعفم بود که نمرهام در ریاضی 64 و در شیمی 66 شد. انتظاری که برای نمرهی هر درس داشتم برایم کاملاً روشن بود. میدانستم باید برای کدام درس بیشتر و برای کدام درس کمتر وقت بگذارم. مشکل برخی از دانشآموزان این است که نگاه تکدرسی دارند. مثلاً میخواهند زیست را 100 درصد پاسخ دهند اما باعث میشود توجه به بقیهی درسها کمتر شود. تعادل در درس خواندن خیلی اهمیت دارد.

چگونه برنامهریزی میکردی؟
هر روز چهار درس برای مطالعه داشتم؛ دو درس اختصاصی و دو درس عمومی. در برنامهریزیام مینوشتم که کدام مباحث را باید آن روز تمام کنم. بنابراین ساعت تعیین نمیکردم؛ آنقدر میخواندم تا مبحث تمام شود. سرعتم زیاد بود و تا سهشنبهی هفتهی دوم تمام مباحث را میخواندم. سهشنبه آزمون مشابه سال گذشتهی کانون را از سایت کانون دریافت میکردم و پاسخ میدادم. چهارشنبه و پنجشنبه مخصوص مرور بود. در عربی خیلی ضعیف بودم. در سالهای اخیر سبک سؤالات عربی تغییر کرده بود و روشهای قدیمی دیگر پاسخگو نبود. باید خودم روشی را برای این درس پیدا میکردم. بهترین منبع برای این درس آزمونهای کانون بود. آزمونهای سالهای گذشتهی کانون را دریافت میکردم و به سؤالات پاسخ میدادم و تحلیل میکردم. از فیلمهای سایت کانون هم برای این درس استفاده کردم. نمرهام در عربی 84 شد و بالاترین نمره را در عمومیها از این درس به دست آوردم. روشم را در ادبیات تغییر دادم و مبحثی خواندم. برنامهی راهبردی درسها را برای آزمون مشخص کرده بود؛ اما من اول تمام لغات این درسها را میخواندم. بعد به سراغ تاریخادبیات این درسها میرفتم. سپس قرابت معنایی را کار میکردم. در درس دین و زندگی توجه ویژهای به آیات داشتم. از سؤالات آزمونها کمکم متوجه شدم نحوهی طرح سؤال از این درس چگونه است. سال گذشته در هر آزمونی شرکت کرده بودم دوباره پاسخ میدادم و تحلیل میکردم و این کار خیلی به پیشرفتم کمک کرد.
در کنکور سال گذشته نمرهات در عربی چند شد؟
نمرهام 20 بود و به 84 رسیدم.
با برنامه ریزی قلم چی دانش آموزان موفق و منظم تر شدند ،همین امروز ثبت نام کنید و مسیر موفقیت را آغاز کنید
برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
در این درس که خیلی پیشرفت کردی. آیا در اختصاصیها هم درسی بود که چنین پیشرفتی داشته باشی؟
بله. زیستشناسی را از نمرهی 38 به 78 رساندم. در فیزیک هم از 43 به 80 رسیدم.
بقیهی اختصاصیها چه تغییری کرد؟
ریاضی از نمرهی 48 به 66 و شیمی از 40 به 62 رسید. این نمراتم برایم خوب بود و چون هدفگذاریام این بود که دو درس زیست و فیزیک را بالا ببرم برای این وقت بیشتری اختصاص ندادم. ضریب ریاضی کم بود و شیمی هم در سالهای اخیر وقتگیر شده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تمرکزم را روی درسهایی که تأثیر بیشتری در رتبهام داشتند بگذارم.
بعد از آزمون روز جمعه برنامهات چه بود؟
وقتی به خانه میآمدم به استراحت نیاز داشتم. قبل از اعلام کارنامه، سؤالات آزمون را تحلیل میکردم و دلایل اشتباهم را مینوشتم و نکتهبرداری میکردم. این نوشتهها کمک میکرد در آزمونهای جمعبندی بدانم چه قسمتهایی را باید مرور کنم. وقتی نتایج اعلام میشد نمراتم را بررسی میکردم. نتیجه هرچه بود انگیزهای میشد تا تلاشم را برای آزمون بعد بیشتر کنم. اگر ترازم کم میشد به جای ناامیدی با خودم عهد میکردم تا تلاشم را از شنبه بیشتر کنم. بعد از تحلیل آزمون حدود دو ساعت برای آزمون بعدی برنامهریزیام را مینوشتم.
تا اسفندماه دو آزمون جامع پیش و پایه را پشت سر گذاشت. آیا از این دو آزمون برای آزمونهای جامع نوروز هم استفاده کردی؟
اول از همه بگویم که اسفند، ماه خستگی است. کسی موفق میشود که به این خستگی غلبه کند. از دیماه میدانستم که وقتی به اسفند برسم این حالت به سراغم میآید. راهکار من این بود که با دوستانم که دانشجوی رشتهی پزشکی بودند تماس میگرفتم و با آنها حرف میزدم. به من قوتقلب میدادند و انگیزهام را زیاد میکردند. اما دربارهی سؤالی که کردید؛ آزمون جامع نیمسال اول و پایه را خیلی خوب پشت سر گذاشته بودم. بعد از تحلیل این آزمونها نوشته بودم که در چه مباحثی مشکل دارم. بنابراین برای دوران عید میدانستم که برای آزمون جمعبندی چه مباحثی را بیشتر باید بخوانم. در آزمونهای جامع فصلها را طبقهبندی کرده بودم و میدانستم برای کدامیک بیشتر باید وقت بگذارم. اول درسهایی را میخواندم که میتوانستم نمرات بهتری به دست آورم.

در عید نتیجهات بهتر از قبل شد؟
بله. نتیجهام بهتر شد. چون اشکلاتم را میدانستم و برای آنها وقت گذاشتم. در آزمون عید به تراز 7200 رسیدم.
نسبت به عید سال قبل چه تغییری کردی؟
سال 96 کاملاً از برنامهی راهبردی جدا بودم. هدفی نداشتم و ساعت مطالعهام افت کرده بود. نتوانستم مباحث را جمعبندی کنم. سال دوم ساعت مطالعهام خیلی زیاد شد و حدود 12 ساعت در روز بود. هدف داشتم و خودم را در رقابت شدید با دیگران میدانستم. دیگر سردرگم نبودم و میدانستم برای چه درسهایی باید وقت بیشتری اختصاص دهم. منابعم دستهبندیشده بود و اولویتبندی خوبی برای تمرین هر کدام داشتم. فقط روز اول فروردین اسراحت کردم؛ بههرحال باز هم همان روز 3 ساعت مطالعه کردم. دوران عید انگیزهام را برای ادامه دادن بیشتر کرد.
دوران جمعبندی هم برایت راضیکننده بود؟
توانستم مباحث را بهطور کامل تمام کنم اما به هدفگذاریام برای تستزنی نرسیدم. در آزمون اول جامع افت داشتم. دو آزمون بعدی دوباره پیشرفت کردم و به تراز 6900 رسیدم.
نتیجهات در کنکور طبق انتظارت بود؟
کنکور برایم آزمون چهارم کانون بود و نمراتم بهتر شد. اولویتم در کنکور این بود که تا حد امکان پاسخهای اشتباه را کم کنم. وقتی تصمیم گرفتم دوباره برای کنکور بخوانم اول هدفم این بود که اشتباهات آزمونی را تاحدامکان کم کنم و برای این کار از تکنیک ضربدر و منها استفاده کردم. در خانه تمرین میکردم که در کمترین زمان بیشترین پاسخ درست را داشته باشم. اول سؤالات آسان را پاسخ میدادم. سؤالات سخت را هم اولویتبندی میکردم. سال دوم خیلی تست کار کرده بودم و تجربهام برای تشخیص سؤالات زیاد شده بود. در مرحلهی دوم که به سؤالات برمیگشتم، صورت سؤال را دقیقتر میخواندم.
کانون چه نقشی در موفقیت تو داشت؟
اساس برنامهریزی من برنامهی راهبردی کانون بود. سال دوم در همهی آزمونها شرکت کردم. در تقویت برخی از درسها از سؤالات آزمونهای گذشتهی کانون استفاده کردم و نقاط ضعفم را بهبود بخشم. در پایان هم تشکر ویژهای دارم از دوست عزیزم، جواد اباذرلو، که سالهای قبل جزو رتبههای برتر بودند. ایشان خیلی به من کمک کردند.
چه صحبتی برای دانشآموزان داری؟
به هیچوجه ناامید نشوند و تلاش خود را کم نکنند. همیشه فرصت برای پیشرفت هست. مادرم همیشه تأکید میکرد بخش گفتوگو با قهرمانان پیشرفت در مجلهی آزمون را بخوانم. پدر و مادرم خیلی تشویق کردند و به من روحیه دادند که میتوانم موفق شوم. من هم در طول این مسیر شکست خوردم؛ اما ناامید نشدم و دلیل افت را پیدا کردم. با تلاش و امید و برنامهریزی مکتوب میتوان موفق شد.

مطالب مرتبط
- گفتوگو با فاطمه حبیبی، رتبهی 6 انسانی از همدان
- گفتوگو با پدر و مادر محمدجواد محقق، رتبهی 10 انسانی منطقه 3
- این تستها را قبل از آزمون 17 اسفند دوازدهم تجربی تمرین کنید
- نمونه سوالهای امتحانی درسهای دوازدهم هنرستان
- دانلود دفترچه ثبت نام بدون کنکور دانشگاه آزاد بهمن 97
- 18 نمره انطباق کتاب 500 سؤال تشریحی با امتحان نهایی دیماه
- پلی بین گذشته و آینده
- گفتوگو با مادر تبسمسادات موسوی، رتبهی 75 هنر
- چرا باید خودمان را بیشتر بشناسیم؟
- کلکسیون روشهای مطالعه منتخب ترازهای بالای 6000 انسانی
با برنامه ریزی قلم چی دانش آموزان موفق و منظم تر شدند ،همین امروز ثبت نام کنید و مسیر موفقیت را آغاز کنید
برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید
برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنید