×
میز کار   پروفایل  

آمادگی آزمون 11بهمن دوازدهم هنرستان (گرافیک: مبانی:فصل4) | قلم چی آنلاین

مبانی هنر های تجسمی

فصل4: كيفيات بصري

الف) تناسب:

تناسب در رنگ، خطوط، سايه – روشن و كليه‌ي اجزاي طرح، باعث زيبايي يك اثر تجسمي مي‌گردد. تناسب در طبيعت و موجودات زنده هم ديده مي‌شود كه پيچيده‌ترين و موزون‌ترين آن «پيكره انسان» است كه از تناسبي دقيق برخوردار مي‌باشد. در دوران رنسانس سعي مي‌كردند پيكره‌ي انسان را به بهترين و زيباترين تناسبات، طراحي كنند.

تناسب طلايي:

تشخيص تناسب بين  اجزاي يك اثر هنري و ميان اجزا با كل اثر، بر اساس مهارت و تجربه‌ي هنرمند است.

تناسب در اندازه‌ها، داراي يك قوانين خاصي است كه به آن‌ اصول و قواعد تقسيمات طلايي يا «تناسبات طلايي» مي‌گويند.

بر اين اساس يك پاره خط را مي‌توان طوري به دو قسمت تقسيم كرد كه نسبت قسمت كوچك‌تر به قسمت بزرگ‌تر مساوي با نسبت قسمت بزرگ‌تر به كل پاره‌خط باشد. اين نوع تقسيم‌بندي در هنر معماري و هنرهاي بصري، استفاده شده است.

نکته: در آثار نقاشي قديم ايراني، علاوه بر استفاده از كادرهاي با تناسبات طلايي، وجود روابط متناسب ميان قسمت‌هاي مختلف تركيب با يك‌ديگر و ميان رنگ‌ها، خطوط و شكل ها بر زيبايي چشم‌نواز آن‌ها تأكيد مي‌كند.

ب) تعادل (بالانس):

وجود تعادل از الزامات بشري است. در هنر تجسمي، تعادل نقش مهمي دارد و تاثير مثبتي بر مخاطبان مي‌گذارد و بر عكس عدم تعادل در آثار هنري پيام اثر را خدشه‌دار كرده و تأثيرگذاري خود را از دست مي‌دهد. در مجموع مي‌توان گفت كه، ايجاد تعادل وظيفه و كار هنرمند است.

به‌وجود آوردن تعادل دريك اثر تجسمي، بستگي به چگونگي ايجاد هماهنگي ميان عناصر و اجزاي آن اثر دارد.

انواع تعادل عبارت‌اند از:

الف) تعادل متقارن

در تعادل متقارن همه چيز نسبت به محورهاي افقي، عمودي و مورب كه از وسط اثر مي‌گذارد، سنجيده مي‌شوند. اين روش، ساده‌ترين روش براي ايجاد تعادل بصري است. اكثر آثار معماري ايراني، معماري كلاسيك جهان، نقوش فرش و گليم، نقاشي قديمي ايراني و نقاشي كلاسيك غرب، بر اساس تعادل متقارن بنا شده‌اند.

نکته: تا پيش از دوره‌ي رنسانس، استفاده از تركيب‌هاي متقارن در نقاشي غرب، بسيار متداول بوده است.

ب) تعادل نامتقارن

در تعادل نامتقارن، تعادل بصري بر اساس اندازه، جهت، تيرگي- روشني، رنگ، بافت‌ و جاي آن‌ها نسبت به يك‌ديگر و نسبت به كادر تصوير، مشخص مي‌شود نه بر اساس محورهاي افقي، عمودي و مورب در وسط كادر.

در اين تعادل، تحرك و پويايي احساس مي‌شود. در هنر معاصر بيش‌تر از تعادل نامتقارن استفاده مي‌شود.

پ) توازن:

اگر دريك اثر تجسمي، اجزاي آن با يك‌ديگر و نسبت به كل اثر متعادل باشند، آن اثر داراي تركيبي متوازن خواهد بود.

توازن بيان‌كننده‌ي روابط متعادل عناصر بصري در يك تركيب غير متقارن است. روابط غير متقارن اما متوازن، بر اساس ميزان تيرگي - روشني، بزرگي- كوچكي، فاصله‌اي شكل‌ها و عناصر بصري از يك‌ديگر، نسبت به كادر اثر به‌وجود مي‌آيد.

ت) كنتراست (تباين، تضاد):

كنتراست به معناي تضاد، تباين و كشمكش متقابل ميان عناصر و كيفيت‌هاي بصري است. كنتراست ارتباط متضادي را بين اجزا و عناصر مختلف يك تركيب و يا يك اثر هنري، بيان مي‌كند

با برنامه ریزی قلم چی دانش آموزان موفق و منظم تر شدند ،همین امروز ثبت نام کنید و مسیر موفقیت را آغاز کنید

برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

 

 

استفاده از كنتراست در آثار هنري باعث جلوه‌ي بيش‌تر معني، گوياتر شدن حالت، قوي‌تر نشان دادن احساس و در نتيجه انتقال مفاهيم وپيام‌ها به شكل مؤثرتر و عميق‌تر است.

استفاده نكردن از كنتراست در آثار هنري، باعث يكنواختي، ملال و ناپايداري در تأثيرگذاري و عدم جذابيت اثر مي‌شود.

در هنر تجسمي كنتراست (تباين)، بيانگر كيفيتي حسي، ناشي از عملكرد متقابل دو يا چند خصوصيت متضاد عناصر بصري است.

ث) حركت:

تعريف: حركت به معناي تغيير و جابه‌جايي در مكان و زمان است.

نكته: از حركت نقطه، خط ايجاد مي‌شود. از حركت خط، سطح به‌وجود مي‌آيد و از حركت سطح، حجم ايجاد مي‌گردد.

حركت در هنر سينما و در پويانمايي (انيميشن) ديده مي‌شود. حركت در سينما به دليل خطاي چشم و تاثيرگذاري تصاوير بر اعصاب بينايي ديده مي‌‌شود، زيرا چشم ما تصاوير را براي لحظه‌اي بسياركوتاه در خود حفظ مي‌كند و با ديدن تصاوير پشت سر هم و با فاصله‌ي زماني بسيار كوتاهي از يك‌ديگر، يك حركت پيوسته را روي پرده‌ي سينما دنبال مي‌كند.

ج) ريتم (ضرب آهنگ)

ريتم در هنر تجسمي: عبارت است از تكرار، تغيير و حركت عناصر بصري در فضاي تجسمي. يا به عبارتي تكرار منظم و متوالي يك عنصر تصويري، ضرب آهنگ بصري را به‌وجود مي‌آورد. ريتم، در طبيعت هم ديده مي شود. مانند توالي شب و روز و فصول و سال.

نقاشان فتوريست، عموماً با تكرار حركت شكل ها و خطوط، سعي در نمايش حركت و تغيير دائمي شكل‌ها داشتند. از ريتم خطوط منحني و شكسته در اين تابلو، براي نشان دادن حركت استفاده شده است.

انواع ريتم:.

الف) تكرار يكنواخت:

اين ريتم باعث يكنواختي است و خسته كننده و كسالت بار خواهد شد و به دليل عدم تنوع، تأثير منفي مي‌گذارد.

ب) تكرار متناوب:

در اين ريتم تنوع ديده مي‌شود و يك عنصر بصري تكرار مي‌شود، به طوري كه در مخاطب همواره نوعي انتظار براي پيگيري تكرار و ادامه‌ي ريتم به‌وجود خواهد آمد.

ج) تكرار تكاملي:

در اين ريتم، يك تصوير از يك حالت خاص شروع مي‌شود و به تدريج با تغييراتي به حالتي تازه‌تر مي‌رسد و ما شاهد رشد و تكامل در طول مسير خواهيم بود.

حركت و تغيير شكل ماه از هلال باريك تا قرص كامل را مي‌توان يك نمونه از تكرار تكاملي در طبيعت دانست.

د) تكرار موجي:

اين نوع ريتم، با استفاده از حركت منحني سطوح و خطوط به‌وجود مي‌آيد. حركت موجي آب دريا، بام‌هاي گنبدي شكل و تأثير حركت باد روي شن‌هاي صحرا، نمونه‌اي از ريتم موجي هستند.

مطالب مرتبط

با برنامه ریزی قلم چی دانش آموزان موفق و منظم تر شدند ،همین امروز ثبت نام کنید و مسیر موفقیت را آغاز کنید

برای ثـبـت نـام آزمـون قـلـم چی کـلیـک کـنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

برای مشاوره رایگان آزمون قلم چی کلیک کنیدWhatsApp

 

 

bale tel